الملا فتح الله الكاشاني

125

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

و چون كفار از ذكر ادلهء توحيد و مواعظ اصلا به آن التفات نمىكنند و در عناد و انكار مىافزودند حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بجهة كثرت عناد ايشان متحير بود از اينجهة حق تعالى بعد از اين او را امر كرد به اين كه روى نياز بدرگاه ما آورد و زبان بدعا گشوده . قُلِ اللَّهُمَّ بگو اى معبود به حق فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اى آفريننده آسمانها و زمينها عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ اى داننده آنچه غايب است علم آن بجميع خلقان و آنچه مشاهد است بر ايشان يعنى اى داناى هر پوشيده و آشكارا أَنْتَ تَحْكُمُ تو به تنهائى حكم كنى بَيْنَ عِبادِكَ ميان بندگان خود در عقبى فِي ما كانُوا فِيهِ در آنچه هستند كه در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف ميكنند از امر دين و دنيا پس حكم كن ميان من و ايشان به حق اينكلام وصف حال مخالفانست و اعذار حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تسليهء دل او و وعيد ايشان مرويستكه ربيع بن خثيم كه از زهاد زمانه بود روزى از واقعه حضرت امام حسين عليه السلام خبر داد و لعنت كرد بر قاتلان او و گفت آه كشتند آنكس را كه پيغمبر آن را بدامن خود مينشانيد و دهن خود را بدهن او مينهاد و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه اللهم فاطر السموات و الارض تا آخر پس به جهت زيادتى مبالغه و تهديد ايشان ميفرمايد . وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا و اگر آنكه باشد مر آنان كه ستم كردند و برگشتند از جاده حق ما فِي الْأَرْضِ آنچه در زمين است از مالها جَمِيعاً همهء آن وَ مِثْلَهُ و مانند آن مالها مَعَهُ با آن يعنى اگر دو چندان آنچه در دنيا باشد مر ايشانرا باشد لَافْتَدَوْا به هر آينه فديه دهند يعنى خواهند كه خود را بازخرند به آن مِنْ سُوءِ الْعَذابِ از شدت عذاب يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز وَ بَدا لَهُمْ و ظاهر شود مر ايشانرا مِنَ اللَّهِ از جانب خداى از انواع عذاب و اصناف عقاب ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ آنچه نبودند كه گمان داشته باشند كه به ايشان رسد يا آنكه هويدا گردد از خداى جزاى آنچه مظنه ايشان نبوده باشد كه آن سيئاتست بلكه آنها را حسنات پنداشته باشند كه بايشان رسد . وَ بَدا لَهُمْ و ظاهر و آشكارا گردد مر ايشان را در حين عرض صحايف اعمال سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا جزاى بديهاى آنچه كرده باشند از انواع عذاب وَ حاقَ بِهِمْ و احاطه نمايد بايشان ما كانُوا جزاى آنچه بودند كه بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ به آن استهزا مى كردند از وعيد خدا و انذار خاتم الانبياء پس در بيان عكس اينحال ميفرمايد كه . فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ پس هرگاه كه كفار از ذكر خداى كه كلمهء توحيد است متنفر شدند و از ذكر الهه خود خوشحال